تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۰۹
نویسنده :  حامد سلطانی نژاد

اقتصاد مقاومتی، تولد دوباره یک برند

 

 

 

نزدیک ترین برداشت عمومی از این مفهوم تازه، ریاضت اقتصادی است. گروهی هم گمان می‌کنند این تئوری اقتصادی به این دلیل ایجاد شده تا در برابر تحریم های آینده غرب، مثل الان آسیب پذیر نباشیم. برخی بر این باورند که اقتصاد مقاومتی یعنی همان خودکفایی؛ یعنی همه چیز را خودمان می‌توانیم بسازیم و نیازی به دیگران نداریم. از نگاه حاکمیت، اقتصاد مقاومتی یک راهبرد برای دستیابی به اهداف کلان نظام در عرصه اقتصادی است. از نگاه برخی سیاسیون، اقتصاد مقاومتی ابزاری برای به چالش کشیدن تفکرات اقتصادی در گروه رقیب است و...

اینکه برداشت کدام یک از ما به مفهوم مورد نظر نظام نزدیک‌تر است، حقیقتا نیازمند کار منسجم و اصولی تمام ارکان تصمیم گیر و تصمیم ساز نظام است.

اقتصاد مقاومتی یک برند است؛ برندی که نیازمند تعریف انتظارات از یکایک ارکان جامعه است تا بتواند رشد و تعالی یابد. اصول برندسازی باید در مورد این مفهوم جدید به خوبی پیاده شود در غیر این صورت هرکسی در هر جایی که هست، همان کارهای گذشته را می کند و نام اقتصاد مقاومتی را روی آن می گذارد. مثلا کسی که اقتصاد مقاومتی را خودکفایی می‌داند، منابع ارزشمند و تکرارناپذیر کشور را خرج تولید سوزن خیاطی می‌کند و در گزارش و آمار عملکرد خود با افتخار از تحقق اقتصاد مقاومتی و خودکفایی کشور سخن خواهد گفت.

وقتی سخن از اقتصاد بر زبان می آوریم خوب است خاطرمان باشد که بیشتر در مورد نداشته ها و محدودیت ها حرف می‌زنیم و نه از منابع بی‌پایان؛ چراکه علمای اقتصاد، آن را علم تخصیص منابع محدود به مصارف نامحدود تعریف می‌کنند.

 

فعالان اقتصادی در ایران هنوز نمی دانند اولویت های کشور در تولید و تجارت چیست و سهم آنها در تحقق اهداف و اولویت ها چگونه محقق می شود.

 

در اینکه اقتصاد می بایست مقاوم باشد، هیچ شک و تردیدی نیست؛ چراکه جنگ‌های اقتصاد کنونی در نظام بین‌الملل بسیار فراتر از تصور بسیاری از ما در حال انجام است. البته می‌توان این گونه گفت که دلیل بسیاری از جنگ‌های نظامی و کشتار در سطح جهان، بر مبنای جنگ‌های اقتصادی است؛ بر مبنای تسلط بر منابع کشورهای دیگر، بر پایه تسلط بر بازارهای ملت های دیگر، برپایه دسترسی به نفت، گاز، آب، معادن و انواع و اقسام منابع کمیاب و نایاب. بنابراین اقتصاد مقاومتی، نیاز فوری و ضروری کشور است اما برداشت عمومی و بعضا درک مدیران و سیاستگذاران کشور شدیدا به خودکفایی، ریاضت و... آمیخته است. برای تحقق و تعالی این برند، کشور نیازمند اجماع ملی است. ارکان نظام اعم از تصمیم ساز و تصمیم گیر می بایست بر سر اینکه برند جمهوری اسلامی ایران در مسائل اقتصادی به ویژه اقتصاد مقاومتی یعنی چه، اجماع و تفاهم کنند. یعنی اینکه منابع ملی، ثروت های سرشار خدادای، استعدادهای ارزشمند انسانی و فرصت های نایاب و تاریخی در اختیار را می خواهند صرف کنند تا چه چیزی تولید و ارائه شود؟ اولویت های کشور در تولید و خدمات دقیقا کدام ها است؟ نقاط تعالی اقتصاد ایران چگونه تعریف می شود؟آیا اقتصاد مقاومتی، به نوعی اعلام آماده باش به فعالان اقتصادی بر ای مواجهه دوباره با تحریم و محدودیت های جدید است؟

به بیان شفاف‌تر، نیازمند آن هستیم که واضح و روشن بدانیم آیا می‌خواهیم از هواپیما تا سوزن خیاطی را خودمان تولید کنیم؟ 20سال دیگر دنیا جمهوری اسلامی ایران را متعالی در کدام صنعت خواهد شناخت؟

پتروشیمی، خودرو، کشتی‌سازی، هواپیماسازی، گردشگری، انبوه‌سازی، ارتباطات و فناوری اطلاعات، انرژی هسته‌ای، ماشین آلات کشاورزی، تجهیزات با فناوری فوق پیشرفته، تجهیزات پزشکی یا دارو؟

دقیقا کدامیک از این صنایع کاملا متمایز و متعدد که در حال حاضر روی آنها سرمایه‌گذاری هنگفت می‌کنیم قرار است بار برند اقتصادی کشور را بر دوش کشد؟ می‌خواهیم کدامیک از نیازهای کشور و بازار جهانی را خودمان تولید کنیم و تولید کدام بخش را می‌خواهیم واگذار کنیم؟

ناگفته پیداست که نمی‌توانیم در همه چیز متعالی و برتر باشیم. توانایی و استعداد کشور و مردم ما برای انجام برخی امور و تولید برخی محصولات و ارائه گونه ای از خدمات بسیار بالا و در انجام امور دیگر معمولی یا حتی کم است. به هر اندازه که روی نقاط ضعف موجود تمرکز کرده و منابع کشور را صرف رفع آنها کنیم، از تعالی در نقاط قوت باز خواهیم ماند. هرقدر که روی خودکفایی بی برنامه، تمرکز بیشتری کنیم، اقتصاد بسته تر و ناتوان تری در مواجهه با تلاطم بازارهای جهانی ایجاد خواهیم کرد.

فعالان اقتصادی در ایران هنوز نمی دانند اولویت های کشور در تولید و تجارت چیست و سهم آنها در تحقق اهداف و اولویت ها چگونه محقق می شود.

برای مثال تمرکز و اولویت گذاری جمهوری کره روی سه محور تولید و صادرات لوازم الکترونیک، خودرو و انواع ماشین آلات و موتورها(مجموعا بیش از 50درصد صادرات کره جنوبی و معادل270میلیارد دلار در سال2015) به اندازه کافی جهت گیری اقتصاد کره را در دسترس فعالان اقتصادی آن کشور قرار می‌دهد. این گونه است که برند کره جنوبی در شرکت هایی نظیر سامسونگ، ال جی، هیوندای و... ظهور و بازار جهانی را تسخیر می کند.

 

آلمان به عنوان برترین اقتصاد اروپا و چهارمین اقتصاد بزرگ جهان چ می کند؟ چهار محور اصلی خودرو سازی، ماشین آلات صنعتی، تجهیزات الکترونیک و دارو بیش از 50درصد ارزش صادرات آلمان را به خود اختصاص می‌دهد. سال2015 صادرات این چهار محصول بیش از 690میلیارد دلار ارزش داشته است.

 

به چین که نگاه کنیم در سال2015 قریب به 50درصد صادرات آن کشور حول سه محور قابل مطالعه اس: تجهیزات الکترونیک، انواع ماشین آلات و موتورها، لوستر و مبلمان با ارزشی بالغ بر 1060میلیارد دلار، به رغم آنکه تصور اغلب ما آن است که چین همه چیز تولید می کند و البته تا حدودی هم درست است، اما می بینیم نقاط تعالی چین در بازارهای جهانی خیلی متعدد نیست و بر پایه ظرفیت های درونی آن کشور طراحی شده است. نکته جالب توجه این است که خودرو تنها6/2 درصد صادرات چین را به خود اختصاص می‌دهد، به این معنا که دنیا خودروهای چینی را هنوز به بازار خود راه نداده و چین مزیت چندانی در تولید خودرو از خود نشان نداده است. اما جای تعجب است که بازار ایران که صنعت خودروسازی را یکی از صنایع پرمزیت خود می داند و میلیارد ها دلار از منابع کشور را صرف آن می‌کند، به واردات خودروی چینی روی آورده است.

 

از آسیا سری به اروپا بزنیم

آلمان به عنوان برترین اقتصاد اروپا و چهارمین اقتصاد بزرگ جهان چه می‌کند؟ چهار محور اصلی خودروسازی، ماشین آلات صنعتی، تجهیزات الکترونیک و دارو بیش از 50درصد ارزش صادرات آلمان را به خود اختصاص می دهد. سال2015 صادرات این چهار محصول بیش از 690میلیارد دلار ارزش داشته است.

اما به آمار اقتصادی ایران که نگاه می کنیم، دلیل این همه سردرگمی فعالان اقتصادی و صاحبان کسب و کار بیشتر معلوم میشود. در سال2014 نزدیک به 80درصد صادرات ایران مستقیم و غیر مستقیم- مربوط به نفت و مشتقات نفتی است؛ جایی که دولت و نهادهای شبه دولتی زمام امور را در دست دارند و ورود به این عرصه برای اغلب فعالان اقتصادی نادر و البته پیچیده است. پرسشی که بلافاصله در ذهن همه ما ایجاد خواهد شد آن است که دولت چگونه می خواهد این جهت گیری اقتصادی را به اقتصاد مقاومتی تبدیل کند؟ آیا منبع تجدیدناپذیری مثل نفت، تنها نقطه تعالی اقتصاد ایران باقی خواهد ماند؟

با این وصف هیچ جای تعجب نیست که اقتصاد ما آنقدر نامقاوم باشد که کوچکترین تلاطم در بهای نفت- چه در مسیر افزایش و چه در مسیر کاهش قیمت ها- تا مدت ها ساختار اقتصادی کشور را مختل کند و به تورم کمرشکن مبتلا شویم یا به رکورد فراگیر. برای مقاوم کردن این اقتصاد بهتر است تصمیمی در ساختار کلان نظام اتخاذ شود و صریح و ساده اولیوت های مهم و جدی تولید و تجارت کشور در حداکثر 10محور و به ترتیب اولویت بازتعریف شود. تمام منابع کشور حول آنها متمرکز و سازماندهی شود اعم از بودجه، منابع انسانی، دانشگاه ها، رسانه ها و... ضرورت آن برای همه مردم در سطح عامه و الزامات آن برای همه کارکنان دستگاه های اجرایی و نظارتی کشور تبیین شود و اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل، عینیت یابد.

یادمان باشد اگر به اقتصاد مقاومتی مثل محصول یا خدمت جدیدی نگاه نکنیم که باید برای مصرف کننده آن ضروری و مورد نیاز به نظر برسد، اقتصاد مقاومتی با همه ضرورت هایی که برای تحقق آن می دانیم، در مرحله شعار و تئوری باقی خواهد ماند.