تاریخ:۱۳۹۶/۱۱/۱۴

برندسازی رشت از شعار تا واقعیت؛ شهری که سرمایه پران است

برندسازی رشت از شعار تا واقعیت؛ شهری که سرمایه پران است

 

به گزارش یادافرین به نقل از گیل نگاه، چندی پیش بیلبوردهایی توسط شهرداری رشت در سطح شهر نصب شده بود که در این متن به نقد و بررسی آن می پردازیم/

متن اصلی: سرمایه شما به سرعت به سوی خودتان باز خواهد گشت
متن فرعی: با سرمایه گذاری، برای ساختن رشت تنها شهر خلاق خوراک‌شناسی در ایران سهیم شوید

اول، اتخاذ تاکتیک مناسب یا آیا واقعا دیده می‌شویم؟
انتخاب بستر مناسب با سوژه یکی از اصول تبلیغات و اطلاع رسانی است. حیطه اثرگذاری رسانه‌ها (در اینجا بیلبورد) گاهی کاملا متفاوت و گاهی با هم همپوشان می‌شوند. باید بدانیم هر رسانه بر روی چه مخاطبانی موثر است، شیوه اثرگذاری آن چگونه است، چه کسانی را ترغیب می‌کند و چه کسانی را به عکس العمل وا می‌دارد. در دنیای جدید بیلبورد‌ها در عرصه تبلیغات نقش یادآوری کننده دارند. به عبارت دیگر اگر برندی، کالا یا خدمات خود را به درستی معرفی (Promote) کرده باشد، استراتژی فروش و بازاریابی آن را به درستی پیش برده باشد و… آنگاه از بیلبورد‌ها استفاده می‌شود تا مخاطبی که با برند و کالا یا خدمات آن همراه شده دوباره به یاد آن بیفتد و شاید ترغیب به اولین بار استفاده یا خرید مجدد از آن شود. اینکه چقدر در ایران به این شکل به بیلبورد نگاه می‌شود بماند. اما نکته اصلی درباره بیلبوردهای شهرداری رشت این است که آیا واقعا بیلبورد بستر مناسبی برای جذب سرمایه گذار در این سطح است. آیا واقعا سرمایه گذار در این سطح به بیلبوردهایی این چنینی توجه می‌کند؟
حداقل من به عنوان یک علاقه‌مند حرفه‌ای به مقوله تبلیغات و اطلاع رسانی اینطور فکر نمی‌کنم. به نظر می‌رسد انتخاب نوع رسانه برای جلب و جذب سرمایه گذار برای شهر رشت بسیار اشتباه بوده، می‌شد از رسانه‌های ارزان‌تر و موثرتری بهره جست.
نکته بعدی در همین رابطه اینکه آیا رشت خود را به درستی معرفی کرده است؟ به صرف «رشت، شهر خلاق خوراک‌شناسی» که همه جا (با ربط و بی‌ربط) خرج می‌شود چه معرفی‌ای صورت گرفته است؟ نباید فراموش کنیم پروسه برندینگ مانند پازلی است که هر تکه‌اش حداقل به چهار تکه دیگر متصل است. شما نمی‌توانید قطعه‌ای از پازل را سر جایش بگذارید بدون اینکه نقطه اتصالش برقرار شده باشد. اگر اینگونه نباشد تکه مورد نظر از جایش تکان خورده و می‌افتد. «شب رشت» در برج میلاد، «روز رشت» در ۱۲ دی و امثالهم زمانی معنی می‌یابد که در یک پروسه و در کنار دیگر قطعات پازل قرار بگیرد. برای این کنار هم قرار گرفتن هم حداقل ۴ بخش سرمایه گذاری، مالی، مطالعات و روابط عمومی باید هماهنگ با یکدیگر عمل کنند. (این به غیر از سازمان‌های دیگر که باید هماهنگ با شهرداری عمل کنند، خواهد بود)

دوم، بومرنگ یا تیر از چله کمان‌‌ رها شده؟
همان طور که در تصویر مشاهده می‌کنید علاوه بر متن، شکل یک بومرنگ در سمت راست آن دیده می‌شود. مفهوم ضمنی آن در کنار متنی که ذکر آن رفت به معنای آن است که سرمایه گذاری شما در رشت مانند بوم رنگی است که به سرعت به سوی خودتان باز می‌گردد. اما آیا واقعا این طور است؟ برای سرمایه گذار چه مواردی مهم است؟ از موارد مهم برای هر سرمایه گذاری تیم مدیریت قوی و هویت سازمانی، انعطاف پذیری، چشم انداز روشن و قوی است. بیاید با هم نگاهی به این سه مقوله بیاندازیم. اگر به تریج قبای مدیران شهریمان بر نخورد باید بگویم مدیریت قوی در این زمینه یعنی مدیریت هزینه فایده، مدیریت خصوصی، آیا واقعا جمع مدیران شهرداری رشت تفکر خصوصی مبتنی بر هزینه فایده (سرمایه گذاری) دارند؟ آیا واقعا به این اندیشیده‌اند که برای جلب و جذب سرمایه گذار نیاز به سرمایه گذاری بر روی برند شهر رشت است. آیا فکر کرده‌اند برند چیزی فرا‌تر از نام است؟ حداقل از بیرون که اینطور به نظر نمی‌رسد. گویی مدیران شهرداری رشت برندینگ را در حد برند کردن گاوهای آمریکایی دیده‌اند. (واژه برند، از نشان دار کردن گاو‌ها در آمریکا آمده است) با خود می‌اندیشند همین که واژه رشت کنار چند واژه دیگر مدام تکرار شود برندینگ اتفاق افتاده است. (بهتر است پروسه نه پروژه برندینگ چند شهر مهم در جهان را دنبال کنند) این شاید برای بردن جوایز مختلف دولتی کافی باشد اما قطعا و قاعدتا کاربرد نخواهد داشت.
اگر در مورد قبلی اندکی امیدواری دیده می‌شد باید گفت در انعطاف پذیری به کف دیگ چسبیده‌ایم. مقررات دست و پا گیر و عقب مانده، عدم رفتار حرفه‌ای و از بالا به پایین با سرمایه گذار، ریشه دار شدن تفکر دولتی در نهادی غیر انتفاعی مانند شهرداری که بیش از ۹۰ درصد بودجه‌اش از جیب شهروندان است این نهاد را به یکی از غیر منعطف‌ترین سازمانهای شهری تبدیل کرده است.
مورد سوم، چشم انداز روشن و قوی، آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است. ما از خود و شهرمان چه نشان داده‌ایم که شهروندان به آینده آن امیدوار باشند چه برسد به سرمایه گذار…
آفتِ کار می‌کنیم پس نتیجه می‌گیریم گریبانگیر بسیاری از نهاد‌ها و سازمان‌ها است. بسیار شرکتهای خصوصی دیده‌ام که بسیار تلاش می‌کنند. بسیار می‌دوند، اما روی تردمیل!! اینگونه است که بومرنگ تبدیل به تیری می‌شود که دیگر از چله‌‌ رها شده و هرگز نخواهید دیدش.

 

ادامه خبر را در اینجا بخوانید

(تعداد بازدید : 239)
نظرات:
هنوز نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفر باشید.