تاریخ: ۱۳۹۶/۱۰/۱۱
نویسنده :  حسین گنجی

هر شهروند، یک رسانه

 

 

شهر را اگر یک موجود زنده مثل انسان تلقی کنیم- که تلقی پر بی راهی هم نیست- با تعامل و زیست با دیگران است که می تواند به کمال رشد خود دست یافته و تمام شئون ارزشمند اقتصادی و استعدادی خود را شکوفا سازد. این ارتباط است که می تواند شخصیت یک فرد یا شخصیت یک شهر و منطقه را تعریف کرده و نقاط قوت و ضعف موجود را برای دست اندرکارانش مشخص سازد. ضرب المثل خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی، شاید کنایه ای است به همین موضوع که آدمی نمی تواند بدون معاشرت و ارتباط با دیگران خود را تعریف کند و جایگاه خود را دریابد. این ارتباط هم این گونه نیست که شما یکجا بنشینید و بگویید این من هستم و دیگران باید سراغ من بیایند. باید روحیه ای مشارکت جو و معاشرت خواه در خود ایجاد کرد. ایجاد این روحیه در فرد به گونه ای است و برای شهر که اجتماعی از افراد است، به گونه ای دیگر. اینجاست که رسانه حضور و بروز مشخص و ملموسی دارد. از یک سو رسانه در پیوند دادن افراد یک شهر و منطقه نقش کلیدی دارد و از سوی دیگر برای تعامل با افراد و اجتماع شهرهای دیگر نیز بسیار اثربخش خواهد بود؛ تاثیری که اگر درست گذاشته شود، بسیار عمیق و ماندگار است. اما ایا این رسانه یک شخصیت واحد است؟ این طور نیست. در تشکیل و معرفی یک شخصیت و برند یک شهر، معنا و تعبیر یکتاست اما رسانه که ترویج گر آن است، یک شخص واحد یا تعبیر و قالبی واحد نیست و تمامی افراد اجتماع باید در معرفی و تشخص بخشیدن به شهر وارد کارزار شوند.

این نگاه تعاملی است که شهر را از رخوت و سکون رها می کند، فرهنگ را می سازد، اقتصاد را تکان می دهد و مصائب اجتماعی را کاهش می دهد و از همه نزدیک تر، این تبادل معنایی و رفت و آمدی است که برند شهر یا شخصیت شهر را می سازد. اینجاست که حضور و فعالیت تمامی دست اندرکاران به میان می آید به اشتباه ذهن ما سراغ مسئولان شهری و استانی می رود. این در صورتی است که دست اندرکاران برند و شخصیت یک شهر شامل نقش ها و تاثیرگذاران بسیاری می شود، که ریشه در تاریخ آن منطقه و شهر دارند. درست است که مسئولان تاثیر به سزایی دارند ولی تمامی نقش حتی تعریف سیاست گذاری ها کلان شهری با آنها نیست. شهروندان هر شهر از تاثیرگذارترین دست اندرکاران برند شهری هستند. شاید به همین دلیل باشد که نمایندگانی از آنها برای حضور در شوراهای شهر و مجلس شورای اسلامی برگزیده می شوند تا نظرات عمومی هر شهروند تاثیر خود را بر سیاستگذاری های منطقه و شهر داشته باشد. اما این تنها مجرای تاثیر گذاری نیست. رسانه ها امروز بیش از آن که در دست مجامع و بخش های مشخص باشند، در دست عموم افراد یک جامعه اند. ابزارهای نو اختیارات و امکاناتی را در اختیار عموم گذاشته است که هر شهروند می تواند یک رسانه مستقل و اثربخش باشد. شهروندان هر شهر سوای این که انتخاب می کنند، می توانند با کنش های خود، مثل انتخاب لباس، فرم مو، رفتار و بیان کلمات که در تشکیل برند شخصی آنها موثر است، بر برند شهر خود نیز موثر باشند. سیاست گذاری ها از یک سو، پیشینه و پشتوانه ادبی، فرهنگی و تاریخی آن شهر از سوی دیگر و آموزش این گوهر دیر و دوریاب اجتماعی و شرایط محیطی و بصری، هر کدام به شکلی می توانند این بسیج عمومی رسانه ای را ایجاد کند و هر شهروند را به مثابه یک رسانه به کارزار شکل دهی به شخصیت و برند شهری اضافه و به تعبیر عامیانه و وارداتی آن «add» کنند. هر چیز وارداتی بد نیست. شرایط قرن اخیر و فناوری به سرعت روبه رشد و فضای مجازی ایجاد شده، می تواند ابزاری در دست مسئولان برند شهری باشد تا به مدد رشد و تعالی شهر و کشور بیاید و در شکل دهی به بسیج عمومی برای رسیدن به تعبیر مشخص، تعریف یکسان و تصویری واحد و سپس ترویج آن در جوامع دیگر بسیار اثر بخش عمل کنند و شرایط رکود و بن بستی را که بسیاری از شهرها با آن دست به گریبان هستند، بشکنند.