تاریخ: ۱۳۹۶/۱۱/۲۵
نویسنده :  نعمت الله فاضلی

گسست فضای شهری معاصر از فرهنگ ایرانی و اسلامی


شیوه معماری سنتی ایرانی یا به تعبیر پیرنیا، شیوه اصفهانی پیش از دوره صفویه شکل گرفت و در دوره محمد شاه قاجار به انتهای خود رسید. اگرچه در دوره قاجار چندین بنای زیبا به شیوهاصفهانی ساخته شد، ولی روش غالب معماری در ایران دیگر شیوه اصفهانی نبود.(پیرنیا، 1383:272).

فضای شهری عمدتا و غالبا همان گونه تعریف می شود که به وسیله تفکر و جهان بینی و فرهنگ و تجارب وارداتی تعریف شده، و فراتر از آن، ویژگی های فضای شهری مطلوب نیز از همان منابع اخذ می شود. در واقع، این مسئله مورد غفلت قرار می گیرد که مطلوبیت های کالبدی، عملکردی و زیبایی شناسانه فضاهای معماری و شهری ایرانی و فرایند شکل گیری و تکامل آنها در طول قرون و اعصار از فرهنگ و جهان بینی و شرایط محیطی خاصی نشئت گرفته اند که با فرهنگ و جهان بینی محیطی دیگر متفاوت و در بسیاری موارد در تضاد بوده اند.(تقی زاده،1386:169؛ به نقل از صدیق سروستانی و قیصری،1389:160).

براساس مشخصه های شهرسازی پست مدرن، نشانه های این مکتب شهرسازی را فقط به صورت لکه هایی در ساختمان های شهر تهران می توان مشاهده کرد. بعد از انقلاب، دسته ای معماران به دنبال حرکت فرهنگی مدرنیستی اواخر دوره پهلوی، به دنبال ریشه یابی در فرهنگ این ملت و ترکیب آن با امکانات فناوری روز کشور برآمدند. در این میان، ادعا شد تجربه ها و فرم های سنتی زیادی احیا خواهد شد؛ ولی بازسازی با تمام نیرو در همان سبک قبلی برای تغییر شکل فضاهای شهری ادامه یافت که اصولا اثر قابل توجهی از نشانه های شهرسازی پست مدرن حتی در طرح های شهرسازی مشاهده نمی شود. برای نمونه، یکی از اصول شهرسازی پست مدرن مشارکت شهروندان به شیوه ای دموکراتیک است؛ در حالی که در تهیه طرح های شهرسازی و اجرای آنها مردم هیچ نقشی ندارند. براساس اطلاعاتی تطبیقی که میان ایران و ده کشور جهان گرداوری شده است، جمع امتیاز ده کشور نمونه6/3 و جمع امتیاز ایران یک به دست آمد که مغایرت 6/2 را نشان می دهد.(زیاری و یوسفی،1382:134).

به اعتقاد خاتم، یکی از علل توسعه نیافتگی مطالعات شهری در ایران، فن سالاری و حاکمیت مطلق دولت در این زمینه است. در ایران، حاکمیت «مسئله شهری» را تعیین و تعریف می کند. در سال های نخست انقلاب موضوع خانه دار شدن شهرنشینان، در دهه70مدرن سازی شهرها، در دهه80، «تشکیل شوراهای شهر» و در حال حاضر نیز «فقر شهری» مسائل شهری ای بوده اند که دولت آنها را به عنوان دستور کار مدیریت شهری تعریف کرده است. دولت نیز«در غالب امور شهری بیشتر به رویه های فنی یا بوروکراتیک موجود برای تصمیم گیری متکی بوده تا چشم اندازها و سیاست های متمایز اجتماعی و اقتصادی». در نتیجه، «کار محققان و برنامه ریزان اجتماعی_اقتصادی در تیم های شهرسازی غالبا کیفیتی انتزاعی و آماری دارد. روش هایی برای پیش بینی جمعیت و اشتغال به کار گرفته می شود؛ اما باز هم بازتاب های فضایی این یافته ها چندان مورد توجه نیست، هم پیوندهای پیشین و پسین مطالعه با مفاهیم و پرسش های مطرح در حوزه علمی برقرار نیست.» (خاتم،1385).